تبلیغات
پاسخ به شبهات ناسیونالیست های افراطی، آتئیست ها و امثال هم - پاسخ به شبهاتی پیرامون حضرت علی (ع) / قسمت دوم
پاسخ به شبهات ناسیونالیست های افراطی، آتئیست ها و امثال هم
اینجا رو کسی می گردونه که خودش آتئیست بود و لطف خدا شامل حالش شد ...
قسمت هفتم شبهه:
در جریان جنگهای ما بین علی و معاویه و کشتارهای عقیدتی در سرزمینهای تحت کنترل آنان، کینه و انتقام در بسیاری از خانواده های داغدار و گرایشات مخالف رشد کرد و بسیاری از آنان شروع به فعالیت سازمانیافته مخفی نمودند.

یکی از این گروهها که از هواداران خوارج محسوب می شدند به این نتیجه رسیدند که علل اصلی سقوط اسلام و کشتارها عقیدتی، وجود رهبران ضلال است که روزگار خوش را از مردم گرفته اند. در این راستا آنان تصمیم گرفتند که حاکمین جبار را ترور کنند.

سه نفر به نامهای ابن ملجم، برک بن عبدالله و عمر بن بکر مامور شدند که هر یک به ترتیب امام علی، معاویه و عمروبن عاص را ترور کنند.

روز مقرر شده برای این کار هفتم رمضان تعیین شد. هریک با شمشیرهای زهرآگین بسوی رفتند تا ماموریت خود را در روز مشخص شده انجام دهند.

برک بن عبدالله و عمر بن بکر به دلایلی نتوانستند سوژه های خود را معدوم سازند ولی ابن ملجم که خود را به کوفه رسانده بود توانست با یاری یکی از دوستان همفکر خود بنام شبیب ضربت کاری را به پیشانی امام علی وارد سازد. بعد از ضربت، ابن ملجم را نزد امام علی بردند و علی از او پرسید چرا چنین کردی؟ ابن ملجم گفت: شمشیرم را چهل صبحگاه تیز کردم و از خدا خواستم که بدترین و پست ترین مخلوق خدا را با آن بکشم.

علی گفت: خود نیز با آن کشته می شوی که بدترین مخلوق خدای. (تاریخ طبری، ص 2681)


پاسخ: نویسنده کم اطلاع خوارج را به سازمان های مخفی تشبیه می کند و معتقد است که جنگ های میان حضرت علی و معاویه در ایجاد کینه میان مردم نقش داشت و این درحالی است که همگان ماجرای حکمیت را می دانند و نیاز نیست که تاریخ را مجددا ورق بزنیم. البته از این هم می گذرم که اساسا لفظ سازمان مفهومی نوین است و اساسا استفاده از آن برای یک حادثه تاریخی 1400 ساله صحیح نیست.

در ادامه این متن نویسنده می گوید که خوارج خواستند حاکمان جبار را از بین ببرند و با زیرکی خاصر حضرت علی، معاویه و عمرو بن عاص را هم شان قرار می‌دهد. این درحالی است که آنچه که باعث شد خوارج به فکر ترور سه فرد یاد شده بیافتند نه جبار بودن همگی آنها بلکه کافر بودن حضرت علی، نیرنگ عمروبن عاص و دروغگویی معاویه بود.


قسمت هشتم شبهه:

پس از نگاه شتابزده ای که بر زندگی امام علی داشتیم، در ادامه سعی می کنم با استناد به منابع مستند تاریخی، نقش عمده وی را در سرکوب و کشتار مخالفان ، بهتر بشکافم.
الف) نقش امام علی در کشتارهای جمعی :


1) قبیله یهودی « بنی قریظه» با پیامبر اسلام قراداد دوستی و همکاری امضا کردند که بر اساس آن قرارداد اگر دشمنانی از خارج به مدینه هجوم آوردند، این قبیله موظف بود دوش به دوش لشکر مسلمانان با آنها بجنگد.
محمد پس از چندی با قبیله بنی نضیر که جزو قبایل مدینه است به جنگ می پردازد و از قبیله بنی قریظه کمک می خواهد.
این قبیله سر باز می زند و خود را در صورتی مسئول و ملزم به اجرای قراداد همکاری می داند که دشمنان خارجی به مدینه حمله ور شوند.

محمد خشمگین می شود و به امام علی دستور می دهد که در راس لشکری به آنجا رفته و آنها را حسابی گوشمالی دهد. امام علی نیز پس از فتح قبیله « بنی قریظه » به همراه سایر لشکران اسلام بیش از 700 نفر تا 900 نفر از مردان قبیله را در مقابل گودالهای که از پیش کنده شده بود سر می زنند. ( تاریخ طبری، جلد 3 ، ص 1088)

پاسخ: نویسنده در ادامه شبهه به زعم خودش می‌خواهد حضرت علی را یک قاتل بالفطره (نعوذبالله) نشان دهد که بی دلیل و یا به ناحق دست به قتل افرادی بیگناه!! زده است.

نویسنده اولین شاهد مثالش را به ماجرای بنی قریظه نسبت می دهد. با این حال نویسنده آنقدر دروغگو است که ماجرای بنی قرظیه را به بنی نضیر ربط می دهد! انصافا کیست که نداند ماجرای بنی قریظه مربوط به جنگ احزاب است؟ پس چرا نویسنده دروغگو سعی در مخفی کاری دارد؟ شاید می خواهد این حس را تحریک کند که یک فرد کم اطلاع تصور کند رسول الله به دنبال قراردادن یهودیان برابر یکدیگر بوده است.

یکبار ماجرای بنی قریظه را می نویسم و امیدوارم کافی باشد.

یهود بنی قرظیه تنها طایفه یهودی باقی مانده در مدینه بود و با مسلمانان پیمان داشتند تا در صورت حمله به مسلمانان از آنها دفاع کنند. در جنگ احزاب یا همان خندق کفار به مسلمین حمله می کنند و مدینه را به محاصره در می‌آورند. مسلمانان مقاومت مردانه ای می کنند و یکی از این نبردهای مشهور همان جنگ تن به تن حضرت علی با عمرو ابن عبدود است که مولانا آن را با بیان «ای پس از سوالقضا، حسن القضا» تصویر می کند.
بعد از مقاومت مردانه مسلمانان برخی از مشرکان به این نتیجه می رسند که از جنوب مدینه یعنی جایی که یهودیان حضور دارند به مسلمانان حمله کنند. توافقات با برخی از سران بنی قرظیه صورت می گیرد و خیانت عملی می شود ولی از آنجایی که یدالله فوق ایدیهم است، طوفانی ایجاد می شود و احزاب کار خود را نیمه کاره رها می کنند و دست از محاصره مدینه بر می دارند. بعد از این اتفاق با دستور رسول الله بلافاصله مسلمانان به سمت بنی قریظه حرکت می کنند.

بنی قریظه پنج روز در محاصره قرار می گیرد و همانطور که آیه قران می فرماید (26 سوره احزاب):« وَ أَنزَلَ الَّذِینَ ظهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْکِتَبِ مِن صیَاصِیهِمْ وَ قَذَف فی قُلُوبِهِمُ الرُّعْب فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً ، خداوند گروهی از اهل کتاب را که از آنها (مشرکان عرب ) حمایت کردند از قلعه های محکمشان پائین کشید، و در دلهای آنها رعب افکند (کارشان به جائی رسید که ) گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر می کردید. » هراسی در دل آنها ایجاد شد.

جالب است که در روز پنجم کعب ابن اسد که یکی از سران یهود است خطاب به قوم خود می گوید که بیایید یکی از این سه کار را انجام دهیم. یکی از این سه راه حل این است که اسلام بیاوریم چون همگی شما می دانید محمد پیامبر است و نشانه های او را در کتب خود دیده اید ولی نویسنده مغرض متن فوق به این اشاره نمی کند! اساسا کسانی که شبهه بنی قریظه را مطرح می کنند با تلبیس (برای دانستن مفهوم تلبیس کلیک کنید) سعی می کنند آنچه را که موافق با عقاید باطل خودشان را تنها مطرح کنند و هیچگاه تمام ماجرا را نمی گویند. به هرحال آنها این مسئله را نمی پذیرند و کعب به آنها می گوید بیایید زن و بچه های خود را بکشیم و به جنگ محمد برویم که آنها این پیشنهاد را هم نمی پذیرند و در نهایت کعب به آنها می گوید امشب، شنبه است و محمد فکرش را نمی کند که ما به او حمله کنیم، پس بیاید به مسلمانان حمله ور شویم که این پیشنهاد هم پذیرفته نمی شود چون یهودیان علاقه ای به کار کردن در روز شنبه ندارند.

بعد از این ماجرا آنها از پیامبر می خواهند تا ابولبابه را به سمتشان بفرستد تا با او مشورت کنند. ابولبابه وقتی وارد حصار آنها می شود، گریه و ضجه زنان و کودکان را می بیند و دلش به حال آنها می سوزد. او خطاب به یهودیان می گوید که بهتر است تسلیم شوند و در همین زمان با دستانش اشاره می کند به گردنش و به آنها می فهماند که در این صورت احتمالا کشته می شوند. او بعد از این کار خود متوجه خیانتش می شود و به مسجد می رود و خود را به ستون می بندد تا خدا او عفو کند و گفته می شود بر اساس برخی روایات آیه 102 سوره توبه «عده دیگری که به گناهانشان اعتراف کردند و عمل شایسته را با عمل بد دیگر آمیختند، امید است که خدا توبه آنها را پذیرفته و بسویشان باز گردد، براستی که خدا آمرزنده و مهربان است» در همین ماجرا نازل شده است. (البته برخی روایات این آیه را به ماجرای جنگ تبوک نسبت می دهند.)

در هرحال یهود بنی قرظیه بدون شرط خود را تسلیم مسلمانان می کنند. در اینجا بحث حکم پیش می اید. سعد ابن معاذ که زخمی جنگ احزاب است و اتفاقا چندی بعد بر اساس همان زخم شهید می شود در این رابطه حکم صادر می کند. او حکمی است که چون از قوم اوس است مورد اعتماد یهودیان است و پیامبر هم او را به عنوان حکم عادل می پذیرد. سعد حکم می کند که مردان جنگجوی بنی قریظه که خیانت کرده اند کشته شوند و زمین های این قوم به مهاجران داده شود که بدون زمین و ملک هستند. از طرفی زنان، کودکان و باقی مردان این قوم هم اسیر شوند. البته کسانی که مسلمان می شوند، مشمول عفو هستند که چند نفر هم این کار را می کنند.

در دو آیه 26 و 27 سوره احزاب آمده است:

وَ أَنزَلَ الَّذِینَ ظهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْکِتَبِ مِن صیَاصِیهِمْ وَ قَذَف فی قُلُوبِهِمُ الرُّعْب فَرِیقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِیقاً ، خداوند گروهی از اهل کتاب را که از آنها (مشرکان عرب ) حمایت کردند از قلعه های محکمشان پائین کشید، و در دلهای آنها رعب افکند (کارشان به جائی رسید که ) گروهی را به قتل می رساندید و گروهی را اسیر می کردید.) وَ أَوْرَثَکُمْ أَرْضهُمْ وَ دِیَرَهُمْ وَ أَمْوَلهَُمْ وَ أَرْضاً لَّمْ تَطئُوهَا وَ کانَ اللَّهُ عَلی کلِّ شیْءٍ قَدِیراً ، و زمینها و خانه هایشان را در اختیار شما گذاشت و (هم چنین ( زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید و خداوند بر هر چیزی قادر است)


با این همه لازم است چند مسئله را اینجا متذکر شوم.

نخست، این آیات مطالب فوق را تایید می کنند. کسانی که آشنایی با ادبیات عرب داشته باشند، می بینند که در آیه 26 ، لفظ فریقا تقتلون و تاسرون فرقا به معنای کشته شدن همه مردان نیست. یعنی همه مردان کشته نشده اند و البته زنان آنها اسیر نشده اند چون کلمات استفاده شدن در قرآن اشاره ای به اسارت زنان و کودکان زیر بلوغ ندارد و افعال به کار برده شده، شامل مردان بالغ و جنگجو است و نه حتی همه مردان. چراکه برای اسارت زنان و کودکان واژه سبی و جمع سبایا استفاده می شود و واژه اسر که در این آیه امده است مربوط به مردان بالغ است.

دوم، قدیمی ترین منبعی که این ماجرا را نقل کرده است، سیره ابن اسحاق است. پس از او همه از او برای این مطلب استفاده کرده اند و این درحالی است که منابع بحثی او چندان مشخص نیست و از منابع مبهمی استفاده کرده است. مالک ابن انس از ائمه چهارگانه اهل سنت ابن اسحاق را کذاب می داند و دلیل این امر نقل مطالب پیامبر و یهودیان از زبان یهودیان است. نکته جالب دیگر اینکه ماجرای بنی قریظه و کشته شدن 700 یا 900 نفر از آنها در هیچیک از کتب اربعه شیعه و یا صحاح سته اهل سنت نیامده است و این خود نشان از ضعف این اخبار است.

سوم، عدد 700 نفر الی 900 نفر که گفته می شود حضرت امیر و زبیر کشته اند، را بیایید و تقسیم بر 2 کنیم. عدد بدست آمده حداقل 350 است. گفته می شود که در نصف یک روز حضرت علی این تعداد را کشته اند. فر بگیریم که نصف روز 12 ساعت باشد. این به این معنا است که حضرت در هر ساعت چیزی حدود 30 نفر را سر بریده اند. یعنی هر دو دقیقه یک نفر. آن هم بدون وقفه یعنی حتی یک ذره استراحت یا غذا خوردن یا ... . آیا واقعا چنین چیزی واقعا شدنی است؟

چهارم، کشته شدن همه مردان بنی قریظه با آیه 18 سوره فاطر که در آن آمده «هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد و اگر شخص سنگین باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند ، چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت ، هر چند از نزدیکان او باشد! تو فقط کسانی را بیم می دهی که از پروردگار خود در پنهانی می ترسند و نماز را برپا می دارند و هر کس پاکی ( و تقوا ) پیشه کند ، نتیجه آن به خودش بازمی گردد و بازگشت ( همگان ) به سوی خداست!» در تضاد است. پس طبیعتا فقط باید جنگجویان خائن کشته شده باشند.

پنجم، اگر این مطلب درست باشد که صدها نفر در بازار کشته شده و گودال هایی برای این امر حفر کرده باشند؛ پس چرا آثاری از آن یا کمترین علامتی که بر این واقعه اشاره کند؛ وجود ندارد. اگر چنین کشتار عظیمی رخ داده بود؛ فقها آن را به عنوان یک مبنا، مورد استناد قرار می دادند. این درحالی است که در رفتار خلیفه دوم، حضرت امیر و دیگران هیچگاه این اتفاق به عنوان مبنای رفتار خائین قرار نگرفته است.

ششم، ظاهرا یهودیان ماجرایی مشابه در دروه روم داشته اند و با توجه به مشابهات بسیار زیاد آن ماجرا و این اتفاق بعید نیست که اثراتی از آن را در این داستان اورده باشند و از آن برای مظلوم نمایی استفاده کنند.

هفتم، عبدالحسین زرین کوب در بامداد اسلام، چاپ 77 ، در صفحه 55 آورده: محققان اروپا رفتار او را با یهود بنی قریظه که تقریباً همه را کشت برخلاف مروّت شمرده اند اما گویی فراموش کرده اند که حتی در روزگار ما پیشوایان آزادی اروپا و امریکا گاه اهل یک قبیله یا یک شهر را به کلی نابود می کنند تا صلح و آزادی را برای دیگران تأمین کنند.

هشتم، در جایی خواندم که سعد ابن معاذ بر اساس حکم یهودیان درباره آنها حکم کرده است و بعد از جست وجو و حتی خواندن کتاب تثنیه آن را صحیح یافتم. در حکم تورات آمده:

اگر پروردگارت، آن را به تو واگذار کرد، همه مردان را از دم شمشیر بگذران، اما زنان و کودکان و حیوانات و هر آنچه در شهر است، همه غنیمت می‌باشد، پس همه را به عنوان غنیمت بردارید و غنیمتی که پروردگار نصیب کرده بخورید.
برای دیدن این حکم روی اینجا کلیک کنید.

این عکس رو هم خودم از این کتاب گرفتم:



گفتنی است پیشتر هم پیامبر درباره یهودیان بارها از شریعت خودشان برای آنها حکم کرده بود.

نهم، در کتاب مناقب ابن شهر آشوب روایتی وجود دارد مبنی بر اینکه کلا 20 نفر کشته شدند که ده تن از آنها را حضرت امیر و ده نفر از آنها را زبیر کشت و مشخص نیست نویسنده شبهه و امثال او چرا به این منابع توجه ندارند..
این تصویر همان کتابه که باز خودم پیداش کردم و اسکیرین شات گرفتم: ( توجه کنید که مطلب مورد اشاره اواخر صفحه است.)



دهم، واقعا نویسنده شبهه چگونه توانسته این همه دروغ بگوید ماجرای بنی نضیر را به بنی قریظه ربط دهد و بگوید بنی قریظه با محمد (ص) درباره بنی نضیر همکاری نکرد برای همین به آنها حمله شد!

ادامه این شبهه را به زودی پاسخ می دهم ...






نوع مطلب : شبهات درباره حضرت علی (ع)، 
برچسب ها : شبههات پیرامون حضرت علی، شبهات بنی قرظیه و حضرت علی، آیا 700 نفر در بنی قریظه کشته شدند؟، کشته شدگان بنی قریظه تنها 20 نفر بودند،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:18 ب.ظ
Great delivery. Outstanding arguments. Keep up the amazing effort.
جمعه 11 فروردین 1396 05:03 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact
was a amusement account it. Look advanced to far added agreeable from you!
However, how could we communicate?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : من هیچی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :